🌕

404

🪞

چقدر سقم سیاه بود😅😅😅

صبح حس کردم میزنن😅😅

البته فکر کنم باز این قاشق نشسته اسرائیل بود

پـShe
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴
10:25

403

🪞

اینجا صدای انفجار اومد مثل اینکه حمله شده

آماده باشید که جنگ شروع شد

😅

سید خندان رو زدن؟؟؟

پـShe
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴
10:13

402

🪞

منظورم تمرکز کردن روی زشتی جنگ نیست یا اینکه بگم که به وضعیت الان راضی باشیم

منظورم اینه که اگر تمام قوانین و نظم موجود از بین بره ما چطور خواهیم بود؟ ما الان به یکسری اخلاقیات پایبندیم که حتی نمی‌دونیم واقعا بهشون اعتقاد داریم یا طبق شرایط دنیا رعایتشون می‌کنیم

اگر همه اون قوانین از بین برن ما چطور خواهیم بود؟

پـShe
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴
5:58

401

🪞

زمانی که رمان کوری رو می‌خواندم حس عجیبی داشتم

تا قبل از خواندنش ، هیچ تصوری از بدبختی و مواردی مثل آواره شدن، خارج شدن مردم از احساسات انسانی و تلاش برای زنده ماندن، وحشت از تنهایی در میان بلا و... رو نداشتم

اما حین خواندنش انگار واقعا در اون فضا قرار گرفتم و حس کردم یک روز ما تجربه‌ش خواهیم کرد. نه اینکه ما هم کور بشیم، منظورم قرار گرفتن در اون فضای آشفتگیه. جایی که فرهنگ، هنر و زیبایی از بین رفته.

در این کتاب انسان چقدر آسیب پذیر و ضعیف به نظر میرسه.

متوجه اتکای زیاد ما به تمدن و قوانین و اینکه با همه آشفتگی هنوز نظمی هست که ما طبق اون میتونیم زندگی کنیم و حتی برای آینده برنامه بریزیم، شدم.

اما در اون شرایط هیچ قانون و نظمی وجود نداشت و مهمترین مسئله زنده ماندن در طی روز بود و واقعا حس ترسناکی داشت.

مرگ ترسناک نبود مسئله ترسناک، از بین رفتن انسانیت و خشونت و بی‌رحمی مردم بود.

پـShe
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴
5:31

400

🪞

چه عجیب

مردم واقعا آذوقه جمع کردند؟

پـShe
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴
4:14

399

🪞

کاش باغ کتاب برنامه بذاره با تلسکوپ ببینیم

شب‌هایی که ماه وضعیت عادی داره برنامه می‌ذاره بعد اینجور مواقع هیچ برنامه‌ای نداره.

پـShe
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴
20:5

398

🪞

آپلود عکس این ماه هم باز ماه خونین داریم😃

ماه قرمز میشه

عکس مربوط به شهریور

پـShe
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴
19:44

397

🪞

آپلود عکس

به تو فکر می‌کنم تا کمی نور به چهره‌ام بیاید.

از آسمان به گل سرخ/ آنتوان و کنسوئلو دوسنت اگزوپری


🥹

پـShe
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴
17:0

396

🪞

معمولا رفتارهای بچه‌گانه جایی ظاهر میشن که امنیت عاطفی وجود داره

سخت نگیر

:))))))

پـShe
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴
15:13

395

🪞

کسی که بامداد برخیزد بی‌آنکه به فکر سر و سامان دادن به کارهای مسلمانان باشد، مسلمان نیست.

پیامبر(ص)


حالا شما میگید شما مسلمان‌ها جانی و بی رحم هستید و عامل عقب ماندگی.

شما به این حدیث توجه کنید می‌بینید یکی از شروط مسلمانی دوری از خودخواهی و تلاش برای سازندگی و پیشرفت بقیه ست.

ما کجا همچین روحیه‌ای داریم؟ خواسته‌های ما همه‌ش حول محور خودمون می‌چرخه. بماند که از پیشرفت بقیه سکته می‌کنیم:))))

تصور کن اگر حتی ۲۰ درصد جامعه این تفکر رو داشتند چه وضعیت عجیبی می‌شد. البته که واقعا آدم‌هایی هستند که درست و دقیق کار می‌کنند.

خلاصه اینکه بله قبول دارم ما خودمون ضد تبلیغ برای دینمون هستیم و حق دارید از همه چیز زده بشید.

البته کدوم دین کجامون به مسلمان می‌خوره؟:)))

آدم باید در هر نقشی که آدم داره بهترین خودش باشه

فرقی نداره چه کاری

پزشکه،خانه‌داره، رفتگره ، مغازه داره یا هر چیز دیگه‌ای

اینها همه کار و مسؤلیته دیگه.

پـShe
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴
14:19

394

🪞

گفتی دوستت می‌دارم

و قاعده

دیگر شد.

احمد شاملو

پـShe
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴
3:7

393

🪞

آپلود عکس

سر پیری به یاد ایام نوجوانی هری پاتر می‌بینیم.

ممنون از خانم رولینگ که نوجوانی قشنگی برامون ساختند.

کتابش رو یواشکی سر کلاس می‌خوندم:)))

به قول عزیزی نَمنه پیر شدیم؟🥲

پـShe
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴
19:34

392

🪞

ممکن است در مورد چیزهایی که به آنها علاقه‌مندم مطمئن نباشم، اما در رابطه با چیزهایی که علاقه‌ای ندارم کاملا مطمئنم.

آلبر کامو

پـShe
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴
19:9

391

🪞

بیشترین عشق ِ جهان را به سوی تو می‌آورم

از معبر ِ فریادها و حماسه ها.

چرا که هیچ چیز در کنار ِ من

از تو عظیم تر نبوده است .

که قلب ات

چون پروانه یی

ظریف و کوچک و عاشق است.

احمد شاملو

پـShe
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴
18:52

390

🪞

آپلود عکس

یه شب مثل موج

به دریا زدی

می‌گفتی میام

عجب اومدی..

پـShe
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴
11:44

389

🪞

هیچ چیز برای انسان جامعه بشری گذشت ناپذیرتر از آزادی نبوده است به این سنگ‌های لخت در صحرای سوزان نگاه کن؛ آنها را به نان تبدیل کن؛ همه بشریت مانند گله ای مطیع و حق شناس به دنبالت راه می افتد ضمن این که سراپا می‌لرزند که مبادا دستت را پس بکشی و دیگر نان‌هایت به دست‌شان نرسد.

..

تا زمانی که آزاد بمانند هیچ دانشی نمی‌تواند برای‌شان نان فراهم آورد؛ ولی سرانجام آزادی‌شان را به پای ما خواهند ریخت و به ما خواهند گفت: دوباره ما را به بردگی بکشانید ولی سیرمان کنید.

..

انسان فقط به نان زنده نیست؛ ولی هیچ می‌دانی که به نامِ همین نان دنیوی است که روح دنیوی علیه تو قیام خواهد کرد با تو خواهد جنگید و مغلوبت خواهد کرد؟

برادران کارامازوف ج۱ / فئودور داستایفسکی

پـShe
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴
11:8

388

🪞

طمع باعث میشه لو بری و نابود بشی:)))

گاهی آدم تلاش می‌کنه ظاهر بی‌نقصی داشته باشه اما درست زمانی که دست دراز می‌کنه که بدزده،

زیر بغل پاره‌ش معلوم میشه.

اگر می‌خوای لو نری باید قبلش بررسی کنی هدفت کیه:))))

پـShe
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴
11:1

387

🪞

ما در پیشگاه آدم امن خلاق می‌شویم.

پـShe
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴
1:12

386

🪞

دلم می‌خواست بلد بودم معنای همهٔ تلاطم‌های صورتتان را دریابم. هر آنچه از اندیشه‌تان بر چهره‌تان سایه می‌اندازد. دلم می‌خواست بهتر دوستتان داشته باشم. به من یاد می‌دهید چگونه این کار را بکنم؟

از آسمان به گل سرخ/ آنتوان و کنسوئلو دوسنت اگزوپری


وقتی آدم کسی رو دوست داره...:)))

❣️Melt my heart

پـShe
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴
0:31

385

🪞

آن روی دیگرت

زشتی‌ هلاکت‌باری‌ست

ای نیمرخِ حیات‌بخشِ ژانوس!

احمد شاملو


*ژانوس اسطوره رومی و از خدایان، که دو چهره داشته، یکی به پشت سر و گذشته و یکی به سمت رو به رو و آینده.

طبق تفسیری که در یکی از سایت‌ها درباره این شعر گذاشته شده بود اینجا ظاهراً شاملو می‌خواسته به این موضوع اشاره کنه كه هر وجه مثبت و روشنی، وجه تاریک و منفی هم داره.

اصلاح شد:/

پـShe
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴
21:38

384

🪞

به بهار می‌مانی که چون می‌آید

درخت خشکیده شکوفه می‌زند.

احمد شاملو

پـShe
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴
18:37

383

🪞

ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی

جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی

سعدی

پـShe
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴
4:42

382

🪞

در خشت خام می‌دید

آنچه دیگران در آینه صاف نمی‌دیدند.

پـShe
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴
0:47

381

🪞

امام حسین علیه السلام:

ای فرزند آدم!

تو همان روزهایی هستی که سپری می‌کنی هر روزی که می‌گذرد بخشی از وجود تو از دست می‌رود.

پـShe
سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴
23:48

380

🪞

انسان بودن همان مسئول بودن است. احساس ننگ است از نکبتی که به ظاهر به انسان مربوط نیست. احساس غرور است از پیروزی که نصیب رفیقان شده است. احساس این است که چون سنگی را نهاد که سهم اوست، در بنای جهان سهیم شده است.

آنتوان دو سنت‌اگزوپری/زمین انسان‌ها

پـShe
سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴
23:28

379

🌙

آپلود عکس

من به هیچ چیز اهمیت نمی‌دهم جز آفرینش و انسان و عشق.

آلبر کامو به ماریا کاسارس


استاد بعد از نوشتن این نامه با خودش فکر می‌کرد حالا که ماریا در دسترس نیست و فرانسین رو هم پیچونده با کدام یک از معشوقه‌هاش بره بیرون:)))

تو نامه‌اش به ماریا نوشته نمیتونم به تو تعهد بدم چون قبلا به کسی دیگه تعهد دادم ... بله استاد زرنگ بود و معشوقه‌هایش ساده:)))))) با گفتن اینکه هیچکس به اندازه تو بخشنده نیست کار رو جمع می‌کرد:))))

کامو ظاهراً نمونه یک شخصیت دون ژوان بوده.. همزمان آدم هم ازش متنفر میشه هم دوستش داره.:)) خدارو شکر در زمانه ما زندگی نمی‌کرده:)))

انگار همین شخصیت نمایشی و خودخواهی و غیرقابل دسترس بودنش جذابش می‌کرده. دوست داشتنی اما حرص درار:)))

راستی نامه قبلی از شخصی به نام میشل برای ماریا کاسارس بوده، بزرگواران چنان روابط عاطفی پرجمعیتی داشتند که آدم‌ها رو قاطی کردیم.

از همه اینها گذشته، بعضی آدم‌ها چطور توانستند به زیبایی از چیزهایی بنویسند که انگار خودشون قادر به درک کردنش نبودند؟

پـShe
سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴
21:1

378

🌙

دلقک: عموجان اگر دلقکم بودی برای آن که پیش از موعد معمول پیر گشته‌ای کتکت می‌زدم.

لیر: برای چه؟

دلقک: برای آن که ابتدا باید عاقل می‌گشتی‌سپس پیر می‌شدی.

شکسپیر/لیرشاه


:)))))))

پـShe
سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴
19:33

377

🌙

مرا چه می‌شود؟ آیا عاشقش شده‌ام؟ به گونه‌ای که مایلم او دوباره سخن بگوید و من از چشمانش حظ ببرم..

شکسپیر/حکم در برابر حکم

پـShe
سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴
19:26

376

🌙

استاد گفت: وقتی که مرد شریفی را می‌بینیی در آن حال بیندیش که چگونه می‌توانی خود را به او شبیه سازی و وقتی مردی فرومایه را می‌بینی نخست طبیعت درونی خود را کنجکاوی و تفتیش کن.

مکالمات/ کنفوسیوس


خوبی دیگران به تو آسیبی نمیزنه و با پایین کشیدنشون تو بالا نمیری..

اعتراف می‌کنم عمیقاً از کسانی که ما رو وارد دراماهای احمقانه‌شون می‌کنند و وقت ما رو تلف می‌کنند اون هم زمانی که نیاز به تمرکز داریم متنفرم.

.No Time For Bullshit

پـShe
سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴
18:7

375

🌙

تبلیغاتچی‌ها از مدت‌ها پیش فهمیده‌اند که اگر به طرز مؤثری ترس‌های مردم و خواسته‌هایشان را هدف قرار دهند می‌توانند آنها را به خیلی کارها ترغیب کنند. اگر بدانی چطور روی ترس یا خواسته مردم انگشت بگذاری میتوانی آنها را وادار کنی اجناس خاصی را بخرند یا از خدمات ویژه‌ای استفاده کنند.

کافه ای به نام چرا / جان پی استرلکی


راستش این روش دیگه قدیمی شده و جواب نمی‌ده، راه دیگه رو امتحان کن:)))))) البته که اونها هم فایده‌ای نخواهند داشت:)))

پـShe
سه شنبه پنجم اسفند ۱۴۰۴
17:13