🌕

351

🌙

آپلود عکس

لذت بردن از شکوه و زیبایی

پـShe
پنجشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۴
23:55

350

🌙

آپلود عکس

به دریا مرو گفتمت زینهار

وگر می‌روی تن به طوفان سپار

:)))

پـShe
پنجشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۴
23:26

349

🌙

کجا سقوط میکنی؟

زمانی که به خودت حق میدی و پیش خودت رفتارت توجیه می‌کنی

همه اشتباه می‌کنند اما آدم سالم متوجه میشه که اشتباه کرده اما آدم ناسالم توجیه میکنه

پـShe
پنجشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۴
22:58

348

🌙

راهی که تو رو به ذلت و خواری بکشه اشتباهه

راهی که عزت و احترام و شخصیتت رو ارتقا میده درسته

نه ظاهری بلکه درونی

کاری به بیرون و نظر بقیه نداری .. یعنی چنان برای خودت احترام قائلی و خودت رو دوست داری که خیلی از رفتارها رو انجام نمیدی چون می‌دونی در شأن تو نیست.

اون راهی که به تو حق میده که رفتار نادرستی رو انجام بدی، نمیتونه درست باشه

اشتباه اشتباهه

پـShe
پنجشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۴
22:8

347

🌙

مدارا کردن ضعف نیست

قدرته

خیلی باید قوی باشی که بتونی مدارا کنی.

پـShe
پنجشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۴
15:31

346

🌙

امام على(ع):

فرزانه نيست آن كه مدارا نكند با كسى كه چاره‌اى جز مدارا كردن با او نيست.


چقدر بده آدم گیر یکی بیفته که دائما باهاش باید مدارا کنی:)

جنگیدن همه چیز رو بدتر میکنه

...

-تنهایی چیست؟

در جوار یار ناموافق بودن..

پـShe
پنجشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۴
15:27

345

🌙

مشغولِ دل باش

نه دل‌ْمشغول

پـShe
چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴
23:29

344

🌙

قشنگ یعنی چه؟

قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال

و عشق ، تنها عشق

ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس.

..

دچار یعنی

- عاشق.

و فکر کن که چه تنهاست

اگر ماهی کوچک ، دچار آبی دریای بیکران باشد.

چه فکر نازک غمناکی !

و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است.

و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست.

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند

و دست منبسط نور روی شانه آنهاست.

سهراب سپهری


در آب های جهان قایقی است

و من - مسافر قایق - هزارها سال است

سرود زنده دریانوردهای کهن را

به گوش روزنه های فصول می خوانم

و پیش می رانم.

ذهنم همون لحظه‌ای که این قسمت رو می‌خونم

There once was a ship that put to sea

💃🏻...And the name of the ship was the Billy O' Tea

پـShe
چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴
22:32

343

🌙

Your actions become your habits,

Your habits become your character,

and your character determines your destiny.


یک برنامه برای محدود کردن استفاده از گوشی نصب کردم و هربار علاوه بر اینکه جلوی دسترسیم رو می‌گیره بهم عذاب وجدان و استرس و احساس ناکافی بودن هم میده:))))

با نصبش احساس میکنم غرورم شکسته، هرچی نباشه من یک آدم بالغ هستم و چرا برای ترک یک عادت باید از یک برنامه کمک بخوام ..:)))

یعنی اراده من در این حد ضعیفه؟

پـShe
چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴
19:2

342

🌙

انسان نمی‌تواند طولانی مدت با احساس پوچی سر کند اگر به سوی چیزی رشد نکند کاملاً راکد و منفعل نمی‌ماند؛ بلکه استعدادهای فروخورده‌اش به ناخوشی، نومیدی و در نهایت فعالیت‌های ویرانگر تبدیل می‌شود.

احساس پوچی یا خلا معمولاً از این احساس افراد سرچشمه می‌گیرد که از انجام هر کار مؤثر در زندگی خود یا دنیایی که در آن زندگی می‌کنند ناتوانند. خلاً درونی حاصل انباشتگی دراز مدت این عقیده خاص فرد درباره خودش است که قادر نیست به عنوان یک موجود هستیمند زندگی خود را اداره کند یا نگرش دیگران را نسبت به خود تغییر دهد یا تأثیر مفیدی بر دنیای اطراف اش بگذارد در نتیجه گرفتار همان حس عمیق نومیدی و بیهودگی‌ای می‌شود که بسیاری از مردم روزگار ما به آن دچارند و از آنجا که خواست و احساس‌اش تغییر مهمی ایجاد نمی‌کند خیلی زود خواستن و احساس کردن را کنار می‌گذارد.

عشق و اراده| رولو می

پـShe
چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴
15:6

341

🌙

دو راهب از ميان جنگل می‌گذشتند كه چشمشان به زنی زيبا افتاد كه كنار رودخانه ايستاده بود و نمی‌توانست از آن عبور كند.

راهب جوان تر به خاطر آن كه سوگند عفت خورده بودند، بدون هيچ كمكی از رودخانه عبور كرد، اما راهب پير تر آن زن را بغل گرفت و از رودخانه عبور داد. زن از او تشكر كرد و دو راهب به راه خود ادامه دادند.

راهب جوان در سكوت، مرتب اين واقعه را براي خود مرور می‌كرد: «چگونه او اين كار را انجام داد؟»

اين را راهب جوان با عصبانيت به خود می‌گفت: «آيا سوگند را فراموش كرده است؟»

راهب جوان هر چه بيشتر فكر می‌كرد بيشتر عصبانی می‌شد و در ذهن خود با اين موضوع می‌جنگيد: «اگر من چنين كاري را انجام داده بودم حتما توبيخ می‌شدم، اين برای من غير قابل هضم است.»

او به راهب پير نگاه كرد تا ببيند آبا او از كار خود شرمنده است يا خير، ولي می‌ديد كه راهب پير خيلی راحت و خونسرد به راه خود ادامه می‌دهد. نهايتا راهب جوان نتوانست بيش از اين طاقت بياورد و از راهب پير پرسيد: «چگونه جرأت كردی به آن زن نگاه كني و او را در آغوش بگيری و حمل كني؟ مگر سوگند را فراموش كرده‌ای؟»

راهب پير با تعجب به او نگاهی كرد و سپس با مهربانی به او گفت: «من همان موقع كه او را بر زمين گذاشتم ديگر حمل نكردم ولي تو هنوز داری او را حمل می‌كني.»


فکر کنم خیلی چیزها رو باید زمین بذاریم.

پـShe
چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴
1:51

340

🌙

« وَ اِذا اَصبَحتَ فَلا تُحَدِّث نَفسَکَ بِالمَساءِ وَ اِذا اَمسَیتَ فَلا تُحَدِّث نَفسَکَ بِالصَّباحِ»

چون به صبح وارد آمدی ، با خودت از شب گذشته مگو ،

و چون به شب آمدی با خودت از صبح مگو.

پیامبر(ص)

پـShe
سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۴
22:43

339

🌙

به زمان بیشتری نیاز داریم؟

یا باید خود را با زمانی که در اختیار داریم، تنظیم کنیم؟


انگار همه چیز افتاده رو دور تند

چرا زود می‌گذره؟ من کندم یا زمان زود می‌گذره؟

اضطراب‌آوره

پـShe
سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۴
17:44

338

🌙

آنچه نگاهش می‌کنی اهمیتی ندارد، آنچه می‌بینی مهم است.

پـShe
دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۴
23:44

337

🌙

اندیشیدن به تو زیباست و امیدبخش

چون گوش سپردن به زیباترین صدا در دنیا

زمانی که زیباترین ترانه ها را می‌خواند.

ناظم حکمت

پـShe
دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۴
19:55

336

🌙

اینم ایده جالبیه

اگر میخوای بر کسی مسلط بشی، اون رو تحت فشار بزار که نتونه درست فکر کنه بعد مغزش رو پر کن از وعده‌های جالب و آرامش دهنده

و بعد راهی که دوست داری انتخاب کنه رو بهش پیشنهاد کن.

...

یه آسه یه شاهه یه سرباز

قمار بازه قمار بازه قمار باز

ده و ده، نه و نه یه هشت و

گرفتن به بازی سرنوشت و

💃🏻:))))))

مسخره باز:)))

پـShe
دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۴
16:55

335

🌙

اصولا حتی وقتی ذره‌ای از حقیقت آشکار نمی‌شود آدم‌ها به پذیرفتن بزرگترین دروغ‌ها هم تن می‌دهند خود حقیقت هم معمولا چنان پنهان می‌شود که هرچه بیشتر دنبالش بگردی از دستت دورتر می‌شود.

آخرین شیطان | ایساک باشویس زینگر


وقتی در تنگنا هستی، صرف اینکه یک جواب در اون شرایط وجود داره به معنی درست بودنش نیست.

شاید اون به ظاهر راه نجات، ختم به یک چاه و گمراهی عمیق‌تر بشه.

شاید هم گاهی جوابی وجود نداشته باشه ، البته من جز دسته‌ای هستم که باور دارند همیشه جوابی هست.

بعضی وقت‌ها هم شاید کل او تنگنا خودش توهم و فریبی باشه برای گمراهی.

شاید هم اون خوشبختی و احترامی که وعده میدن بهت اصلا وجود نداره

احتمالات..

پـShe
دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۴
16:39

334

🌙

چون وا نمی‌کنی‌ گرهی، خود گره مشو

ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست

صائب


دستت نمی‌رسه کمک کنی، مهربان که می‌تونی باشی

پـShe
یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۴
18:23

333

🌙

بعضی چیزها ذهن ما رو درگیر می‌کنه و حواس آدم رو از مسائل مهم پرت می‌کنه و آزادی آدم رو می‌گیره

فقط از دور جالبه که بهش نگاه کنی

به نظر من رابطه عاطفی هم یکی از این موارده

اینکه اینجا متن‌ها و شعرهایی رو می‌ذارم فقط دلیلش علاقه به ادبیات رمانتیک و احساسیه

وگرنه در دنیای واقعی چالش و دردسر بزرگی به نظر میرسه

شاید درست باشه که گفته شده آدم به سمت چیزی کشیده میشه که بیشتر از همه نمی‌خوادش:)

(به همچین جمله‌ای ... از آلبر کامو بود؟ کاش یه ایموجی طراحی کنند که گیجه و سرش رو میخارونه، خیلی به کارم میاد)

پـShe
یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۴
15:38

332

🌙

ما مرّ ذِكرُكَ إلا وابتسمتُ لهُ

‏كأنكَ العيد والباقون أيّامُ

صحبتی از‌تو به میان نیامد الا آنکه لبانم به‌تبسم گشوده‌ شد

گویی تو همچون «عید» هستی و دیگران، باقی روزها..

پـShe
یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۴
14:27

331

🌙

بخش صامت آدم‌ها مرا هیجان زده می‌کند؛ آنها وقتی نمی‌دانند کسی نگاهشان می‌کند چهره زیبایی پیدا می‌کنند.

کریستین بوبن

پـShe
شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴
21:43

330

🌙

من، ناامیدی و باران، او را کاملاً خسته کرده‌ایم.

برتولت برشت


احساس میکنم یک فریم از آینده‌مه

نمی‌دونم چرا از این جمله خوشم میاد:)))

پـShe
شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴
21:34

329

🌙

آدم به عنوان یک شوهر نباید در کار خدا و زنش فضولی کند تا وقتی خدا برکات خود را بی دریغ به ما عرضه می‌کند لزومی ندارد راجع به باقی قضایا چیزی بپرسیم.


گزانتیپ (همسر دوم سقراط) کوزه آبی را بر سر سقراط زد و او هم مثل مرده‌ها روی زمین افتاد و وقتی به حال آمد و کمی سرش را مالید به طعنه گفت: «عجب هنوز صاعقه تمام نشده باران رسید.»

:))))

جفری چاسر

پـShe
شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴
15:52

328

🌙

به پیرامون خود می‌نگرم

و می‌بینم پر از چیزهای هراس‌انگیز است

ولی سپس تو را می‌بینم

و می‌دانم که عشق من به تو اراده‌ای به من می‌دهد

که خوبی‌های زندگی را گرامی بدارم

و با بدی های آن بستیزم

تورا می‌بینم و می‌دانم

تنها عشق دلگرمی ماست.


در گذشته

شیوه ی رفتار با مردم برایم بی ارزش بود

حالا می‌بینم که نسبت به همه احساس تازه‌ای یافته‌ام

چرا که تو لطیف‌ترین احساسات مرا برانگیخته‌ای

در گذشته عشق برایم واژه‌ای ناشناخته بود

حالا می بینم که در اعماق وجودم

هر بافت، هر عصب ، هر هیجان

و هر احساس من در التهاب است

در شور شگفت انگیز عشق

همیشه می‌پنداشتم

که عشقی همانند عشق ما را

تنها در رویاها می‌توان یافت

حالا دریافتم

که عشق ما حتی از آنچه در رویاها می‌یابیم نیز

زیباتر است.

سوزان پلیس شوتز


برای روز عشق:)

خلاصه .. "فلک جز عشق محرابی ندارد"

پـShe
شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴
12:14

327

🌙

من در این دنیا چیزی ندارم

جز چشم‌های تو و غم‌هایم

..

زخمی هستم در هیبت انسان

نزار قبانی

پـShe
جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴
23:45

326

🌙

مطمئن نیستم بخوام جواب رو بدونم

ممکنه حقیقت ترسناک باشه

..

واقعا حقیقت همیشه ما رو آزاد میکنه؟

پـShe
جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴
18:3

325

🌙

اول کتاب که این جمله رو خواندم گفتم چه مسخره اما بعدش دائما بهش فکر می‌کردم :)))) هرچند سطحی نگریه که همچین نتیجه‌گیری بزرگی رو با خواندن کتاب بگیری ولی خب به هر حال موضوع جالبی برای فکر کردنه..:))

ما تقریباً چیزی نیستیم به جز برآیند تصادف های زیست شناختی و محیطی که هیچ کنترلی رویشان نداشته‌ایم و آن‌ها بوده‌اند که ما را تا به این لحظه رسانده‌اند.

محتوم | رابرت ام ساپولسکی

پـShe
جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴
17:35

324

🌙

تا حالا شده یک جمله‌ای رو بگید با در مورد موضوعی خاص فکر کنید یا صحبت کنید، بعد یک نفر دیگه دقیقا همون جمله شما رو بگه یا به همون موضوع اشاره کنه؟

برای من خیلی پیش آمده به طوری که ترسیدم و تصور کردم ذهن من رو خواندن

:))))

عکس این موضوع هم بوده، دقیقا چیزی رو گفتم با نوشتم که شخص دیگه بهش اشاره کرده یا انگار در جواب اون شخص بوده:))

(بماند که بعضی مواقع چه دردسری شده)

این موضوع باعث شد با خودم فکر کنم آیا ما واقعا خودمون فکر می‌کنیم؟ اصلا چطور ناگهان به یک موضوع خاص فکر می‌کنیم با راجع بهش صحبت می‌کنیم؟ آیا نیروهای دیگه در این دنیا وجود دارند و بر اراده ما اثر می‌ذارن؟

آیا ما آدم‌ها جدا هستیم یا همگی به هم به نوعی متصلیم؟

آیا اصلا تفکر مستقل داریم؟

گاهی به نظر میرسه که انگار روان ما آدم‌ها به هم متصله

ترسناک نیست؟

پـShe
جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴
17:25

323

🌙

متن‌های قبلی حول موضوع و وضعیتی بسیار خاص بودند.

دوستی بسیار ارزشمنده از بزرگان توصیه شده که اگر دوست تو حرفی زد یا عملی رو انجام داد نیکوترین تعبیر رو در موردش داشته باش و دوستان خوب از بهترین نعمت‌های خداوند هستند.

و کسی که دوستی نداره حقیقتا تنهاست.

خلاصه ذهنتون مسموم نشه داستان خودش رو داشت

:)))

پـShe
جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴
16:16

322

🌙

آدم همیشه باید فکر و تحلیل کنه چی به دست میاره و چی از دست میده؟

آیا تایید و تشویق و مهر دیگران ارزش از دست دادنش رو داره یا نه؟

هیچ چیزی در این دنیا مجانی نیست همیشه باید برای هر چیزی بهایی بدی.

(متن‌ها مربوط به تجربه شخصی نبود)

اینم برای اینکه پیاز داغش رو زیاد کنم:))))

https://youtu.be/7j7twuejxvU?si=2swucKBT_uVxCTnq

.

You think you're better than them,

You think they're really your friends,

But when it comes to the end,

You're just the same as them.

پـShe
جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴
14:47